پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : خانه ای که د رآن قرآن خواند ه شود فرشتگان
وارد آن میشوند ، شیطانها از آن دور می شوند ، و اهل آن د رآسایش قرار میگیرند و به خیر
و برکت آن خانه افزوده میشود و از بدیها و آفات آن خانه کاسته میشود . و خانه ای که درآن
قرآن نخوانند ، محل حضور شیاطین و دوری فرشتگان میشود و بر اهلش تنگ میشود و
شرش بسیار و خیرش اندک خواهد شد .
احکام : دوشیزگان و بانوان محترم باید در هنگام نماز تمام بدن حتی سر و موی خود را
بپوشانند و بنا بر احتیاط مستحب کف پا را نیز بپوشانند ( حتی اگر نامحرم و فرد بیگانهای
آنان را نبیند ) اما پوشاندن صورت به مقداری که در وضو شسته میشود و دستها تا مچ و
روی پا لازم نیست ( د رصورتیکه در معرض نگاه نامحرمان قرار نگیرند .)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :
اگر خواستار زندگی سعادتمندان ، و مرگ شهیدان و نجات روز محشر ، و سایه در روزقیامت
و هدایت در روز گمراهی هستید پس قرآن بیاموزید ، زیرا آن گفته خدای مهربان و ایمنی ا ز
شیطان و موجب برتری ووزنه خوبیهای شماست .
آیات 42 تا 48 ا ز سوره مبارکه بقره :
بسم الله الرحمن الرحیم
احکام تقلید :
1- عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد ، ولی احکام غیر ضروری دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد ، یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستود او رفتار نماید ، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داد ه است ، مثلا اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عده دیگر می گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد ، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند آن را بجا آورد ، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند .
| + نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 | ساعت12:26 | توسط narjes |
تشرف جوان ایرانی به همراه همسر آمریکائی اش
جوانی ایرانی در یکی از دانشگاههای آمریکا مهندسی درس می خواند.
یک دختر دانشجوی مسیحی در آنجا عاشق او شد و به او پیشنهاد ازدواج داد.
جوان گقت: امکانش نیست زیرا تو مسیحی هستی و من مسلمان.
دختر گفت: من مسلمان می شوم.
جوان گفت:اسلامی که از هوس به دست بیاید اسلام نیست.
دختر گفت: پس چگونه باید مسلمان شوم؟
گفت: باید اسلام را بشناسی. اگر آن را پسندیدی، مسلمان می شوی.
آنگاه دو کتاب مقدس قران و نهج البلاغه به زبان انگلیسی را به او داد و گفت: مطالعه کن و نظرت را بگو دختر حدود دو ماه آنها را مطالعه کرد و گفت: دین خوبی است و با عقل سازگاری دارد.
جوان گفت: اسلام عقیده نیست همراه با عمل است.
آنگاه نماز را به او آموخت و گفت فعلاً چهل روز نماز بخوان و حجاب را رعایت کن تا ملکه تو شود. پس از این که دختر 40 روز به دستورات عمل کرد آنها با هم عقد کردند.
جوان گفت:من پس از اتمام تحصیل باید به ایران بروم و در آنجا خدمت کنم. تو هم باید با من به ایران بیایی.
دختر هم قبول کرد. پس از مدتی وقت عزیمت به ایران رسید.
جوان گفت: ایام حج نزدیک است. بهتر است از این جا عازم مکه شویم. بعد از آن جا به ایران برویم. دختر نیز قبول کرد.
در بین راه و در مدت آشنائیشان بحث های زیادی در رابطه با امام زمان رد و بدل شد.
دختر می گفت: آخر امام غایب چه فایده دارد؟ امام باید حاضر باشد تا فایده داشته باشد.
شوهرش می گفت: امام پشتوانه دین و افراد است، ولی در پشت پرده. و موقعی که دین در خطر نابودی باشد، ظهور می کند و در جائی که انسانها مظطر شوند و متوسل، به آنها کمک می کند و با فریادشان می رسد. او مانند آتش نشانی است که در موقع ضرورت به کمک انسان می آید.
به هرحال دو نفری اعمال حج را انجام دادند. در موقع رمی جمره در صحرای منی یکدیگر را گم کردند. دختر چندان به زبان عربی و فارسی آشنائی نداشت. هرچه گشت نتوانست خیمه اش را پیدا کند. در جائی نشست و مشغول گریه شد و از امام زمان کمک خواست. شوهرش هم نگران و مایوس درب خیمه ایستاده بود و می گفت: بیچاره همسرم که دیگر او را نخواهم دید.
ناگهان دید همسرش با آقایی در حال صحبت کردن آمد.
آقا با دست اشاره کرد که: این است شوهر تو زن هم گفت: مرسی آقا خداحافظی کرد و رفت. مهندس از همسرش پرسید: چگونه مرا پیدا کردی.
گفت متوسل به امام زمان (ارواحنا فداه) شدم که این آقا آمد. پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: مهدی، با من به انگلیسی سخن می گفت و مرا به سوی خیمه آورد.
|
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 | ساعت12:28 | توسط narjes |
رسول اعظم (ص) می فرمایند: خوشا بحال آنکس که قائم اهل بیت ما را درک کند و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد چنین کسی در روز قیامت از رفقاء و دوستان من و گرامی ترین امت من خواهد بود.
امام زین العابدین (ع) نیز می فرمایند: «آگاه باشید که مبغوض ترین مردم نزد خداوند کسی است که به سنت و مذهب امامی معتقد باشد و به اعمالش اقتداء نکند.
برای آنکه بتوان یک منتظر واقعی بود و برای آنکه بتوان امام زمان را یاری نمود (راهای یاری رساندن به امام ) و برای اینکه او را اسوه خود قرار داد و... باید وی را شناخت. این شناخت، هم از نظر چهره(اطلاعات بیشتر) و هم از نظر اخلاق ایشان است.
من در اینجا فقط به ذکر صفات اخلاقی ایشان می پردازم و در (صفحه بعد) به صفات ظاهری وی. برای اختصار مطلب نیز آنرا به صورت لیست ذکر کردم.
1. عدل امام زمان: همه می دانیم که امام زمان برای چه ظهور می کند. او برای برقراری عدالت و مبارزه با ظلم و بی عدالتی ظهور می کند و در رائس فظائل اخلاقی ایشان عدل قرار دارد. پس کسی که ادعای تشیع و انتظار مهدی موعود (ع) را دارد باید مثل خود ایشان عادل باشد و در حق هیچ بنده ای ظلم نکند ولو کافر باشد. و نیز نباید ظلم به دیگران را تحمل کند. همانطور که خود امام زمان نیز همین گونه است و در برابر ظلم به پا می خیزد.
2. بخشندگی و عدم دلبستگی به ظاهر دنیا: حتماً می دانید که انسان بیش از هفتاد سال در این دنیا نیست همانطور که رسول الله(ص) می فرمایند: ... «و هرگاه به هفتاد سالگی رسیدی پس خود را جزء مردگان به حساب آور... .» در عوض در آخرت جبران می کند و تا بی نهایت زنده می ماند. پس آیا به نظر شما ارزشی دارد که انسان به خاطر چند صباح کوتاه زندگی جاودانه خود را در نزد خدای تعالی را به درد و عذاب در نزد شیاطین مبدل کند، و هفتاد سال را فدای بی نهایت(∞) کند.
(البته سوء تفاهم نشود. «وضعیت پس از ظهور»)
اگر شما مال و منال زیادی دارید چرا به این مال حرص می ورزید مطمئن باشید که پس از هفتاد سال هیچ چیزی ار این اموال به شما نخواهد رسید جز سنگ قبری ناچیز. پس چه بهتر که آنرا برای خود جاودانه کنید. از تشریفات اصرافی که موجب از دست رفتن مال و سرمایه می شود بپرهیزید.
3. اعمال خود را بهینه و تزکیه کنید: امام زمان (ع) در این زمینه می فرمایند:«آنچه ما را از مردم پوشیده نگه داشته جز اعمال ناپس آنها که ما آنها را ناپسند می دانیم نیست.»
در جائی دیگر نیز به شیعیان توصیه می کند که: «هریک از شما باید به گونه ای عمل کند که کارهایش او را به دوستی و محبت نسبت به ما نزدیک کند و از کارهایی که موجب خشم ماست دوری گزیند.»
امام جعفر صادق (ع) نیز می فرمایند: ما کسی را مومن نمی شماریم تا اینکه نسبت به تمام امر ما پیروی، علاقمند باشد، توجه کنید که البته از جمله پیروی و خواستن امر ما ورع پرهیزکاری است، پس خود را بدان زینت دهید که خداوند متعال بر شما رحمت آورد و به وسیله ورع، دشمنانمان را در رنج و فشار قرار دهید ه خداوند شما را عزت دهد و باقی گذارد.
پس ما که ادعای تشیع داریم باید در حد توان خود آئینه آن حضرت باشیم و هر آنچه او دوست دارد و انجام می دهد و توصیه می کند عمل کنیم و آنچه را که نهی می کند و دوست ندارد دوری کنیم، چراکه او نماینده خداست.

| + نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 | ساعت12:0 | توسط narjes |
ماهي
کوچکي در اقيانوس به ماهي بزرگ ديگري گفت: ببخشيد آقا، شما از من بزرگ تر
و با تجربه تر هستيد و احتمالاً مي توانيد به من کمک کنيد تا چيزي را که
مدت ها در همه جا در جست و جوي آن بوده ام و نيافته ام را پيدا کنم؛ ممکن
است به من بگوييد: اقيانوس کجاست؟!
ماهي بزرگ تر پاسخ داد: اقيانوس
همين جاست که شما هم اکنون در آن شنا مي کنيد. ماهي کوچک پاسخ داد: نه!
اين که من در آن شنا مي کنم آب است نه اقيانوس. من به دنبال يافتن اقيانوس
هستم نه آب و با سرخوردگي دور شد.

| + نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387 | ساعت12:59 | توسط narjes |

خیمه ها می سوزد وشمع شب تارم شده در شب بيماريم آتش پرستارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ايم از چه ديگر شعله ها يار دل زارم شده

پيش از اين سقاي ما بودي علمدار حسين امشب اما جاي او آتش علمدارم شده
اي فلک جان مرا هر چند مي خواهي بسوز مدتي هست از قضا دل سوختن کارم شده



| + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 | ساعت13:10 | توسط narjes |
عرش می لرزید وقتی خاک می شد بسترت
آسمان واکرد چتری از محبت بر سرت
حنجر جبریل هم با نام تو تطهیر شد
تا رسید آن تیغ بی شرم و حیا بر حنجرت
نخل های تشنه از تنهایی ات خم می شدند
تا شنیدند از لبانت ربنای آخرت
ای همه مظلومیت ، سیمرغ قاف عاشقی !رنگ غربت داشت از روز ازل بال و پرتدر دل رود فرات از ماهیان باید شنید
مرثیه بر آن گلوی تشنه ی از خون ترت
ای خدای زخم های آشنا و ناگزیر
وحی تو شد " هل من ... " و یک قافله پیغمبرت
کوفه کوفه شرمساری مانده در تاریخ و باز
کربلا در کربلا میمیریم از زخم پیکرت


محرم ماه الفت با جنون است
چراغ کوچه هايش بوي خون است![]()
محرم حرمت خون است و خنجر
تلاطم مي کند حنجربه حنجر![]()
دل من فداي دو دست اباالفضل
به قربان چشمان مست اباالفضل![]()
ربود از همه ساقيان گوي سبقت
به چوگان دل ناز شست اباالفضل![]()
غم ِ زهرا مرا سوز درون داد
دم ِ حيدر به من شور جنون داد![]()
حسين آمد به زخم دل نمک ريخت
مرا با شور عاشورا در آميخت![]()
مرا سوداي زينب در به در کرد
نصيبم جرعه اي خون جگر کرد![]()
ز فرط تشنگي بي تاب گشتم
عطش ديدم ز خجلت آب گشتم![]()
چه ها گويم ز مَشک تيرخورده
ز دست ساقي شمشير خورده![]()
به خاک افتاد مشک از دست ساقي
دو عالم پر شد از بوي اقاقي ![]()
مشامم پر شد از داغ شهيدان
که مي گردم بيابان در بيابان![]()

ای وجودت همه ی عشق را معنا حسین

*از همه شما عزیزان التماس دعا داریم*
*
| + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 | ساعت12:57 | توسط narjes |
داشتم با یک پرچم سه گوش "یاحسین" به سر دردلم رنگ و روی عزا می دادم که چند قطره خون به لوح وجودم پاشید .انگار که پرچم پنجره شد و صحنه هایی را در برابر دیدگانم گشود .ماجرا تکراری بود ولی با نمادهای متفاوت . بی آنکه کسی روضه تیر سه شعبه زهرآلود و گلوی علی اصغر بخواند، دیدم یکی نوزاد صورت پاره وبازو قطع شده ای را برداشته بود و هاجر وار حتی نمی دانست به کدام سو بدود . بی آنکه توصیفی از ضجه های صبورترین مادر تاریخ حضرت رباب (س) بشنوم ، مادری نعره هایش با مشت های خونین اش گره می خورد بر سینه اش نقش می بست ، انگار زمین از گیسوانش آویزان است .در ذهنم صحنه ها را بازخوانی کردم این بارتیر سه شعبه حرمله نیست بلکه بمب خوشه ای غنی شده با اورانیوم لشکر "ایهود" و" اولمرت " از نسل صهیون است که قلب کوچک نه یک علی اصغر بلکه دهها شش ماهه فلسطینی را درید. وپنجه های خوفناک ودرنده ای که درنبرد تن به تن احد قلب را ازقفسه سینه بیرون کشید تا خاستگاه محبت آل ا.. را ریشه کن کرده باشد امروز با یک موشک قلب ها را ازجا در می آورد. البته درنگاه دقیق تر این صحنه ها یک شباهت هم دارد و آن اینکه این بار هم قوم "عرب " با رقص شمشیر وهلهله در خلسه سازش وکرنش می غلطد و نظاره می کند و با همان صورت های پوشیده و مرموز و پرسه زن کوچه های کوفه به خبرچینی برای ساکنان کاخ ها و خیمه های اشرافی مشغول است تا نکند این بار در عرصه دیگری از تبانی برای انتقام بدر وصفین جا بماند .وقتی دیدم کودکی پابرهنه ووحشت زده به هر سو می دود تا بلکه دستی و نگاهی به او پناه دهد اما خمپاره ای او را با طوفانی از غبار به در و دیوار چسباند، انگار آسمان آوار شد وبرسرم فرو ریخت .دل واحساسم از هوش رفت فقط شنیدم مردمی می گفتند "آه ای غزه " .خدایا من یک دل وجان که بیشتر ندارم، با سوز محرم و داغ حسین (علیه السلام) و رنج زینب (سلام الله علیها) و درد غزه مظلوم
چه کنم ؟! .

|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 | ساعت12:44 | توسط narjes |
پیوند رخت به جان رساندست مرا
اما به حرم چرا دو صیاد تو مست
ای کعبه به خون دل کشاندست مرا؟؟؟؟؟
***
خون شد دل هر که روی ماهت را دید...
نی شد لب خون ، چشم سیاهت را دید ....
جان ها همه نی شدند و نی ها همه خون
تا چشم جهان دل سپاهت را دید .....

|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 | ساعت12:55 | توسط narjes |
صلوات
برای فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و اله در نماز و غیر نماز سفارشات فراوانی شده است.همچنین تاکید شده است که برای استجابت دعا هایتان حتما صلوات بفرستید.برای همین بوده است که امام سجاد علیه السلام دعاهای خود را با صلوات آغاز و با صلوات ختم می کرده اند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرماید :کسی که بر من صلوات فرستد خداوند و ملائکه بر او صلوات می فرستند،حال کس می خواهد کم بفرستد و هر کس می خواهد زیاد بفرستد.
اصول کافی ج2 ص492
امام صادق علیه السلام می فرماید:هر دعایی که خدا با آن خوانده میشود پوشیده است،بالا نمی رود و به هدف اجابت نمی رسد مگر اینکه صلوات بر محمد و آل محمد همراه آن باشد.
اصول کافی ج2 ص494
امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و اله گناهان را از بین می برد ،بهتر از نابود کردن آب آتش را.سلام کردن بر پیامبر صلی الله علیه واله برتر از آزاد کردن چند برده است.دوست داشتن رسول خدا صلی الله علیه و اله برتر از فدا کردن جانهاست.
امام صادق علیه السلام فرمودند:هنگامی که پیامبر صل الله علیه و اله یاد کردند،زیاد بر او صلوات بفرستید زیرا همانا کسی که یک بار بر پیامبر صل الله علیه و آله صلوات بفرستد خداون در هزار صف از فرشتگان هزار بار بر او صلوات میفرستد و افریده ای از آفریده های خدا باقی نمیماند ،مگر اینکه بخاطر صلوات خدا و صلوات فرشتگانش بر او صلوات میفرستند.و جز نادان مغررور که خدا و رسول از او بیزارند،کسای از این ثواب رو نمیگرداند.
ثواب الاع

|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 | ساعت13:40 | توسط narjes |
مـي تـوان گـفت از گـلاب گـريـه اهـــل نـظر
صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـيـع
از پـــر و بــال مــلائـك ســايـبـان دارد بـقـيـع
داغ هـجـده سـاله زهراي جوان دارد بـقـيـع
از تــو اي انســيه حــورا نشـان دارد بـقـيـع
تابه کي مهر خموشي بر دهان دارد بـقـيـع
اي مـــديـنـه انـتــظـار ميــهمان دارد بـقـيـع
زائـري چــون مــهــدي صاحــب زمــان دارد بـقـيـع

|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 | ساعت12:48 | توسط narjes |

امام زمان ارواحنا فدا هم نام و هم کنیه جدٌ بزرگوارشان هستند.نام مادر بزرگوارشان ملیکه دختر یشوعا پسر
قیصر پادشاه روم معروف به نرجس می باشد. ایشان از طرف مادر به جناب شمعون وصی حضرت عیسی و از طرف پدر به اسماعیل بن ابراهیم میرسند.ایشان در سحرگاه شب جمعه پانزده ماه مبارک شعبان سال ۲۵۶ قمری در شهر سامرا متولد شدند که با حروف ابجد مطابق کلمه نور است.
ایشان در پنج سالگی به امامت رسیدند.قرن وسال و ماه ظهور امام زمان ارواحنا فدا معلوم نیست لکن روز ظهور ایشان جمعه است.
در نزدیکی ظهور ایشان شخصی با عنوان عثمان ابن عنبسة معروف به سفیانی از شام-سوریه فعلی-بر علیه امام زمان ارواحنا فدا قیام میکند.همزمان با سفیانی شخصی در یمن و شخصی در خراسان به طرفداری امام زمان ارواحنا فدا قیام میکنند و در همان سال در شب جمعه ۲۳ ماه مبارک رمضان حضرت جبرئیل به امر خداوند از آسمان به نام مبارک امام زمان ارواحنا فدا ندا خواهد داد،به طوری که تمام مردم روی زمین آن ندا را به زبان خودشان خواهند شنید.و در آخر شب یا روز همان شب شیطان ملعون از زمین به طرفداری سفیانی ندا میکند.شیعیان و محبین اهل بیت مامورند که به ندای جبرئیل پاسخ دهند.
ابتدای ظهور امام زمان از شهر مکه و مسجد الحرام است و سپس به مدینه،نجف و سرانجام به کوفه می روند و آنجا را مرکز حکومت خود قرار میدهند.
زره و امامه و عصا و نعلین و انگشتر و شمشیر حضرت رسول (ص)،قرآن و ذوالفقار حضرت علی(ع)،مصحف حضرت فاطمه زهرا(س)،تورات و عصا و سنگ حضرت موسی،انجیل حضرت عیسی،زبور حضرت داوود،انگشتر حضرت سلیمان،پیراهن حضرت یوسف،صحف حضرت ابراهیم و هرچه از هر پیغمبر و امامی به ارث رسید
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 | ساعت10:56 | توسط narjes |
و در الدر المنثور است كه احمد و طبرانى و حاكم، (وى حدیث را صحیح دانسته)، از ابن عباس روایت كردهاند كه گفت: رسول خدا (ص) فرموده: افضل زنان اهل بهشت، خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمد (ص)، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است، و در فضیلت او همین بس كه خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذكر كرده كه گفت: "رب ابن لى عندك بیتا فى الجنة" (10) .
و در همان كتاب آمده كه طبرانى از سعد بن جناده روایت كرده كه گفت: رسول خدا (ص) فرمود : خداى تعالى مریم دختر عمران و همسر فرعون و خواهر موسى را در بهشت به ازدواج من در آورد (11) .
پىنوشتها:
1) و بهتان بزرگى كه به مریم زدند، سوره نساء، آیه .156
2) و به یاد آور زنى را كه دامان خود را از آلودگى به بىعفتى پاك نگهداشت و ما از روح خود در او دمیدیم.سوره انبیاء، آیه .91
3و 4) روح المعانى، ج 28، ص .164
5) مسیح پسر مریم غیر از فرستادهاى نبود، فرستادهاى كه قبل از او هم فرستادگانى بودند و مادرش صدیقه و راستگو بود.سوره مائده، آیه .75
6) اى مریم! براى پروردگارت قنوت و سجده كن، و با راكعان ركوع كن.سوره آل عمران، آیه .43
7) تفسیر قرطبى، ج 18، ص .204
8) تفسیر برهان، ج 4، ص .325
9) تفسیر مجمع البیان، ج 10 ، ص .320
10و 11) الدر المنثور، ج 6، ص .246
كتاب: ترجمه تفسیر المیزان، ج 19، ص 578
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | ساعت1:23 | توسط narjes |
و نیز روایات زیادی صراحت دارد که اعمال انسان در قبر با او همراهند و پشتیبان یا عذاب دهنده اویند تا در قیامت بر خداوند عرضه شوند. البته برخی از مؤمنین نیز در قبر معذبند و این عذاب کفاره گناهانشان خواهد بود تا در قیامت وارد بهشت گردند.
نکته دیگر آن که آنچه در قبر مورد سؤال است نوعاً اعتقادات انسان میباشد ولی بررسی تفصیلی اعمال مربوط به قیامت است.
برای آگاهی بیشتر ر. ک: 1- حیات برزخی، علی محمداسدی 2- عالم برزخ در چند قدمی ما، محمدی اشتهاردی 3- سیاحت غرب، نجفی قوچانی 4- معاد شناسی، آیتاللَّه طهرانی
در رابطه با مسأله فشار و عذاب قبر ابتدا باید مفهوم واقعی آن را شناخت و سپس فلسفه آن را کاوید. دقت در متون دینی به این نکته راهبر است که مقصود از فشار قبر این نیست که در این قبور خاکی محسوس- که جزئی از عالم ماده است- فشاری بر بدن مادی انسان ها وارد میشود. بلکه مقصود از قبر در بسیاری از روایات عالم برزخ است و مقصود از "فشار" عذاب خاصی است که انسان درآن عالم متناسب با کنشهای خود میبیند. در رابطه با فلسفه این عذابها باید گفت: سرای آخرت- که اولین مرتبه آن عالم برزخ است- منشأ ظهور ملکات و تجسم اعمال آدمی است. آن جهان هر کس با سرمایه اعتقاد و عمل و کردار دنیایی خویش زیست میکند. اعتقادات ملکات و اعمال صحیحه و فاضله حقایقی نورانی هستند که چهره ملکوتیشان نعمات گوناگون بهشتی است. در مقابل پندارها و کنشهای باطل و ملکات رذیله حقایقی ظلمانی و ناریاند که باطن و ملکوتشان عذابها و فشارهای دوزخی هستند. همین که آدمی از این جهان رخت بربست با همان سرمایهای که اندوخته زندگی خواهد کرد و در دوزخ سیئات یا نعیم حسنات قرار خواهد گرفت. از طرف دیگر عذاب قبر (عالم برزخ) برای برخی از مؤمنان مبتلا به بعضی معاصی نعمت است زیرا مدتی متناسب با کمیت و کیفیت گناه در عذابند و هرگاه میزان لازم از عذاب را چشیدند از آن خارج گشته و با لطف خدای سبحان آمادگی ورود به بهشت را مییابند. صدوق میگوید: علت فشار و عذاب قبر چه بسا کفاره گناهانی است که وی در دنیا مرتکب شده و گرفتاریهای دنیوی و مرض ها و سختی جان سپردن نتوانسته کفاره کامل گناهان باشد.
برخی از آیات و روایات نشانگر زمانمند بودن عالم برزخ است. اما اینکه افراد نسبت به گذر زمان چه احساسی دارند بستگی به جایگاه و موقعیتشان دارد. یعنی آنان که در نعیمند زمانهای طولانی بر ایشان چندان محسوس نیست و اهل عذاب زمان اندک بر ایشان بسیار طولانی مینماید.
قبل از توضیح پیرامون وضعیت قبر توجه به یک نکته ضروری است. مقصود از قبر تنها حفرهای که آدمی را در آن دفن میکنند نیست بلکه فضا و محیط جدیدی است که آدمی با مرگ وارد آن میشود. شبیه آن که آدمی به خواب رفته و در حالی که بدنش در بستر است، اما روح او در جای دیگری سیر میکند. با فرا رسیدن مرگ، آدمی وارد عالم برزخ میشود و تا زمان برپایی قیامت در عالم برزخ میماند.در برزخ، برخی در عذابند و برخی دیگر در نعمت. برخی آزادند و برخی در بند. برخی در نزد خداوند روزی میخورند (مانند شهدا) و برخی نیز از انواع عذابها میچشند در قبر (به معنایی که گفته شد)، از تمامی اعمال و عقاید آدمی، سؤال و بازخواست خواهد شد و دو فرشته الهی برای پرسش از او نزد او خواهند آمد.
البته پاسخهای برزخی در حد دانستهها نیست، بلکه آدمی پاسخهایی میدهد که ملکه او شده و در وجود او رسوخ کرده است. از این رو در روایات آمده است: "قبر، یا بوستانی از گلزار بهشت است و یا حفرهای از گودالهای آتش دوزخ".
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | ساعت1:16 | توسط narjes |
در نظر قرآن، مؤمنان و صالحان سرانجام به جایی ابدی به نام جنت میروند و زندگی پر نعمت و خوشی را در پیش میگیرند بنا بر آیات قرآن این وعده الهی قطعی است.[۱]
قرآن از دو بهشت نام برده: یکی در عالم برزخ که موقت است و دیگری در آن جهان که جاودان است.[۲]
بهشت درجات و مراتبی دارد و برخی از آنها بر دیگری برتری دارند. نعمتهای بهشتی نیز بسته به درجات بهشتیان، گوناگونی دارند[۳].
توصیف ویژگیهای بهشت از دیدگاه علی ابن ابی طالب:
| اگر با چشم دل به آنچه که از بهشت برای تو وصف کرده اند بنگری ، از
انچه در دنیاست دل میکنی ، هر چند شگفتی آور و زیبا باشد؟ از خواهشهای
نفسانی و خوشیهای زندگانی و منظره های آراسته و زیبای ان کناره میگیری ، و
اگر فکرت را به درختان بهشتی مشغول داری که شاخه هایشان همواره به هم
میخورند و ریشه های آن در توده های مشک پنهان و در ساحل جویباران بهشت
قرار گرفته آبیاری میگردند ، و خوشه هایی از لؤلؤ آبدار به شاخه های بزرگ
و کوچک درختان آویخته و میوه های گوناگونی که از درون غلاف ها و پوشش ها
سر بیرون کرده اند ، سرگردان و حیرتزده میگردی : شاخه های پر میوهٔ بهشت
که بدون زحمتی خم شده در دسترس قرار گیرند ، تا چینندهٔ ان هرگاه که خواهد
برچیند، مهمانداران بهشت گرد ساکنان ان و پیرامون کاخهایشان در گردشند و
آنان را با عسلهای پاکیزه و شرابهای گوارا پذیرایی کنند .آنان کسانی اند
که همواره از کرامت الهی بهره مندند تا انگاه که در سرای ثابت خویش فرود
آیند و از نقل و انتقال سفر ها اسوده گردند . ای شنونده! اگر دل خود را به
منظره های زیبایی که در بهشت به ان میرسی مشغول داری ، روح تو با اشتیاق
فراوان به ان سامان پرواز خواهد کرد ، واز این مجلس من با شتاب به همسایگی
اهل قبور خواهی شتافت .خداوند با لطف خود من وشما را از کسانی قرار دهد که
با دل و جان برای رسیدن به جایگاه نیکان تلاش میکند. |
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 | ساعت22:18 | توسط narjes |
پیامبر اکرم (ص) در روایتی می فرماید : « هیچ مومنی نیست مگر اینکه فشاری در قبر دارد. »۱
و در روایت دیگری امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرموده : « فشار قبر برای مومن ٬ کفاره ضایع کردن نعمتها از ناحیه اوست . »۲
حالا فشار قبر بر همین بدن وارد می شود یا بر بدن قالب مثالی که در عالم برزخ ٬ بدن در درون آن قرار دارد اختلاف است. آقای فلسفی در کتاب معادش می گوید : اینطور نیست که دیوارهای قبر به هم نزدیک شود و مرده را مورد فشار قرار دهد بلکه یک فشار نامرئی و غیر محسوس است که بر روح و جسم برزخی وارد می شود مانند فشاری که فرد اعدامی در شب قبل از اعدام می بیند و محسوس هم نیست و از هر فشار محسوس هم بدتر است . و شاید روی همین حساب است که تا کنون این همه کشف قبر شده هیچ اثری از فشار قبر بر بدن مرده احساس نشده . حتی سابق بر این بعضی برای اینکه فشار قبر و یا سوال و جواب در قبر را کشف کنند به دهن مرده آرد می ریختند و بعدا سر قبر را باز می کردند و نگاه می کردند اما چیزی برایشان معلوم نمی شد چون می دیدند آردها به همان حالت که ریخته می باشد.
به هر حال اصل فشار قبر و اینکه بعضی از افراد به خاطر انجام بعضی از کارها فشار نمی بینند مسلم است و کیفیت فشار هم خیلی مهم نیست.
در اینجا سوالی مطرح است و آن ٬ اینکه بعضی از افراد را که به دار می زنند مدتها در بالای دار می مانند ٬ یا می سوزانند یا وزنه سنگینی به پایشان می بندند و به قعر دریا می فرستند و ... فشارشان چگونه است ؟
جواب : امام صادق (ع) در جواب این سوال فرموده : « خدای زمین همان خدای هواست ٬ خداوندی که به زمین دستور می دهد تا مرده مدفون در زمین را فشار دهد به هوا نیز دستور می دهد که مرده در هوا را فشار دهد و همچنین به آب دستور می دهد تا مرده در درون آب را فشار دهد . »۳
یا حق
قــال امیرالمومنین (ع) :
« ای بندگان خدا ! بعد از مرگ ٬ قبر برای کسی
که آمرزیده نشود از مرگ بدتر است! بترسید از تنگی قبر و فشار و تاریکی و
غربت آن ! قبر هر روز می گوید : من خانه وحشت و ترس و اضطراب و دلهره ام و
من خانه کرمها هستم. قبر ٬ یا باغی از باغهای بهشت است و یا گودالی از
گودالهای دوزخ. و این که خداوند در قرآن دشمنانش را ترسانده و فرموده :
آنان زندگانی سختی خواهند داشت ٬ آن عذاب قبر است . همانا خداوند بر کافر
در قبرش نود و نه مار مسلط می کند تا گوشتش را نیش بزنند و استخوانهایشرا
بشکنند و تا روز قیامت او را عذاب دهند و پیش او رفت و آمد کنند . اگر یکی
از مارها و افعی ها در روی زمین نفس بکشد هیچ زراعت و کشتی از شدت حرارت
نفس او سالم نمی ماند و خشک می شود . ای بندگان خدا ! چگونه نفس ضعیف و
بدنهای ظریف و ناتوان شما توانایی مقابله با آن عذابها و شدائد را دارد ؟!
وقتی
آدم کافر در قبر دفن می شود ٬ قبر می گوید : تو مبغوض ترین کسی بودی در
روی من راه می رفتی حالا که آمدی داخل من و من بر تو ولایت پیدا کردم می
دانم با تو چکار کنم . آن گاه چنان فشار بر او وارد می کند که دنده هایش
داخل هم فرو می روند.
بنابراین ٬ ای بندگان خدا ! شما که می توانید به
کم قناعت و کفایت کنید به یاد نفس و جسمتان باشید و کارهایی را که خداوند
دوست دارد انجام دهید و کارهایی را که خداوند بدش می آید ترک کنید.۱»

|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 | ساعت22:9 | توسط narjes |
امام
صادق(ع) فرمودند:
*به برادر مومن خود شماتت مكن(سركوفت مزن) كه در اثر
جهالت به مصیبتی دچار شده است . این شماتت باعث
می شود كه خداوند بلا را از او بگرداند و تو را در گرداب بلا
رها گرداند. هر كس به دیگران سركوفت بزند، از دنیا
نمی رود تا خود به همان بلا گرفتار آید.
*هرگاه كه خداوند عزوجل بنده ی خود را دوست بدارد، در
برابر طاعت كم وبی مقدار،پاداش جزیل بدو عطا خواهد كرد.
بر خداسنگین و ناگوار نیست كه طاعت ناچیز را پاداشی
وافر و عظیم عطا فرماید.
*سه چیز از نشانه های منافق است:
1.در سخنان خود، دروغ می گوید.
2.به وعده های خود وفا نمی كند.
3.در امانت دیگران خیانت می كند.
تعداد درهای بهشت
در کتب تفسیر واحادیث روایات زیادی از پیامبر (ص) وائمه معصومین(ع) آمده که
در آنها اشاره به درهای بهشت شده که نشان می دهد بهشت هشت تا
در دارد و جهنم طبق آیه قرآن هفت در دارد.
پیامبر (ص) می فرماید:
بهشت دارای هشت در است.<< بحار الانوار.ج 8. ص 922و129>>
جهنم هفت در دارد وبرای هر دری گروه معینی از آنها تقسیم شده اند.<<حجر/44>>
امام صادق(ع) از پدرش از جدش، از امیر المومنین علی (ع) نقل می کند که فرمود:
<< بهشت دارای هشت در است، دری است که از آن پیامبران و صدیقان وارد
می شوند، و در دیگری است که از آن شهیدان و صالحان وارد میشوند و از پنج
د ر دیگر شیعیان و دوستان، وارد میشوند و من همواره بر صراط ایستاده دعا
می کنم و می گویم: خدایا! شیعیان و دوستان و یاران و کسانیکه در دنیا مرا
دوست می داشتند سالم و از خطر دور بگردان>>
در این هنگام از دل عرش ندایی می رسد که : دعایت را مستجاب کردم و
شفاعتت را در حق پیروانت پذیرفتم، آنگاه هر فردی از شیعیان و دوستان
و یارانم و آنهایی که با دشمنانم با گفتار و کردار مبارزه کرده اند،
می توانند هفتاد هزار نفر از همسایگان و نزدیکانشان را شفاعت کنند.
و از در هشتم سایر مسلمین از کسانی که به لااله الا الله شهادت می دهند و
در دلشان ذره ای از دشمنی ما اهلبیت وجود ندارد، داخل بهشت خواهند شد.
مطابق آیات قرآن بهشت هشت نام دارد وشاید نام درهای بهشت را که به عدد
هشت خواندند از آن بابت باشد.
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 | ساعت21:21 | توسط narjes |
خوشا انانکه که دایم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی
خدا رحمت کند بابا طاهر . اقاسی .و دوستان علی.......................
اگه دلتان گرفت و دلتان شکست برای امام مهربانت دعا کنید.کمیل علی رو فراموش نکنید
التماس دعا.
یا علی
دجال کیست؟ انسان است.... و از عوامل ظهور
است. که میتواند
فقط انسان را یک بار بمیراند و زنده
کند و خود را
خدا میخواند.و در زمان قطهی
میاید.که در روز
قیامت همراه یزید و معاویه در شعله مرکزی جهنم
خدا به انها وعده ی عذاب داده است.
دجال یکی از عواملی است برای اصل ظهور .دجال در زمان پیامبر به دنیا امده است و الان در چاهی در اصفهان زندگی میکند و در حال کامل کردن سحر خود است .و در زمان قحطی زمین بیرون میاید و میگوید من خدا هستم و الاغی دارد که فاصله بین هر سم ان یک شبانه روز فاصله است و حتی می تواند انسان را فقط یک بار بکشد و زنده کند انسان را.تمام اینها در روایت امده است و اصلا شک نکنید.
به دریا بنگرم دریا تو بینم به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
اماده ای امشب با خدا عشق بازی کنی .حال داری یا نه.
موسی (ص) گفت خدایا با تو بلند سخن بگم به خاطر
اینکه دور هستم از تو یا اینکه اهسته سخن بگم به
اینکه دور هستم از تو
| + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 | ساعت5:11 | توسط narjes |
چه زيبا مولا علي(ع) فرمود: «الانتظار الشد الموت» انتظار شديدتراز مرگ است.
اي عدل منتظرو اي حاضر ناظر، چشمها به تو دوخته شده ومنتظران حقيقت همچون شمعي تا صبح ظهور در غم هجرانت ميسوزند. چه سخت وگران است برمن اينكه ببينم همه خلق را و تو را نبينم: «عزيز علي ان اري الخلق ولا تري».
هر آدينه كه ميرسد،دل بهانه تو را مي گيرد و ما لبها را با «ندبه» و « كميل»متبرك كرده و رو به درياي انتظار به انتظار طلوع آفتاب مينشينيم.
اي ساقي فرج, چشمها آنقدر در فراق تو اشك ريخته و انتظار كشيده، دستها آنقدر طلب نوركرده وخالي مانده، دوشها آنقدرتازيانه سنگين اهانت را بر پيكره باورهاي ديني تحمل كرده كه دگر توان از كف داده. مولاي من كجا هستي كه دوستانت را عزت بخشي و دشمنانت را ذليل و خوار كني: «اين معز الاولياء ومذل الاعداء». اي سايبان دلهاي سوخته و اي انتظار اشكهاي به هم دوخته، عاشقانت هر جمعه ديدگان خود را با اشك ميآرايند و دلشان را نذر تو ميكنند. هرصبح با مولايشان تجديد ميثاق ميكنند. كاروان دل را به غروب ميبرند، زبان را به ذكر فرج مشغول ميدارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش ميكشند، تا شايد دعايشان مستجاب شود و معشوق گوشه چشمي به آنها بنمايد.
اي تجديد كننده احكام تعطيل شده، و اي طلب كننده خون شهيد كربلا! كجا هستي؟
بيا و ديدگان را با ظهورت مزين كن و درياي محبت را بر دل مشتاقان جاري كن. اي چشمه عدالت، طولاني بودن انتظارت ما را به خطا كشانده است، ديگر عصر جمعه دلها نميگيرد، چشمها نگاهشان را به رايگان ميفروشند. بازار معامله پاياپاي قلبهاي سكهاي در برابرقلبهاي سپيد بسيارداغ است.
چقدر مردم بر گردنشان قلبهاي سكهاي آويزان كردهاند؟ اي كاش ميدانستم در كدامين سرزمين قرار داري: «ليت شعري، اين استقرت بك النوي، بل اي ارض تقلك او ثري»». اي بلنداي نيكي، دوست دارم هر آدينه كه ميرسد، ندبههاي زائرانت را دانه دانه در جام جمع كنم و از آن قلب بلوري بسازم و هنگام ظهورت باقلبي بلوري به استقبالت بيايم.مولاي من! كي ميشود كه تو ما را ببيني و ما تو را ببينيم و كي ميشود كه اين گفته مصداق پيدا كند كه: «متي ترانا و نراك».
هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، غريبي. دوباره زخم كهنه جدائيم عود ميكند. امانم را بريده است. خصمان دروني و بيروني، روحم را در زنجير غفلت به بند كشيدهاند. براي درمان دردم راه را به خطا رفتهام مرا درياب يا صاحب الزمان. اي تمام آرزوي من! اي غائب غيبت نشين! توان سخن گفتن را از دست دادهام. از اين غروب بيطلوع به ستوه آمدهام. اي مهربان! به معصيت و ناسپاسيم اعتراف ميكنم. دستان نااميدم را كه در بند شيطان است، اميد بخش و افق فكرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده. نادم و پشيمانم و با كولهباري از دلتنگي زمانه كه پشتم را خم كرده سر تعظيم فرود ميآورم و اداي احترام ميكنم. اي با شكوه! اي هستي شيعه! فرياد بيكسيهايم را بشنو. قلب شكستهام را درمان كن، اگر چه بارها عهدشكني كردهام، اگر چه در كلاس درست هميشه غائب بودهام، اگرچه پشت به اقيانوس محبتت كردهام، حال همچو برگ خزاني كه اسير زمستان سرد و تاريك شده، با دستان خالي و پشتي خميده در محضرت زانوي ادب خم كرده و به انتظار پاسخ در سكوتي مبهم به سر ميبرم تا اينكه جوابم را بدهي و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباري.
العجل العجل یا مولی یا صاحب العصر و الزمان (عج)
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 | ساعت5:4 | توسط narjes |
خدایا :
تمام دلتنگی هایم به واسطه ی تکرار نام تو به التیام می رسد ...
تمام حرف های بی معنی ام با ذکر نام تو معنا می گیرد ...
تمام سیاهی شب هایم به عشق تو روشن می شود ...
خدایا :
تو تمام احساس دردی که زخمی و بی دفاع نمی توانم فریادش کنم ...
تو تمام ناگفته های بغض آلودی که با حسرت و اشک می گویمش ...
تو و تنها تو پناه منی وقتی که نمی شود گفت ...
به نام تو می کوبند ،
می گویند ،
نمی دانم نامت را چه بخوانم تا آسان تر ادایش کنم !
نمی دانم چگونه لابه کنم تا بدانی مجروحم
زخمی نا مهری ها و تبعیض ها
را به غیر تو چه بگویم ؟!
خدایا :
دستانم را به دستاویزت برسان
و از کینه خالی کن دلم را
که بسیار آزده اند مرا
خدایا :
دریاب مرا وقتی غرق اندوه دنیایم
خدایا ...
اگر تمام غوغای روز به آرامش شب ختم نمی شد ...
اگر جنبش بهاران به خفتن پاییز راه نداشت ...
و کوچه باغ ها به انتهای باغ نمی رسید ...
اگر پایان یک روز ابری ، طلوع آفتابی دیگر نبود
اگر برای آرام کودک مامن آغوش مادر نبود ...
اگر خروش چشمه به دریا نمی رسید ...
خدایا و اگر تو نبودی ... اگر تو نبودی
چه می شد؟
خدایا اگر می خواستی هیچ کدام نبود
خدایا اگر می خواستی ...

| + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 | ساعت1:13 | توسط narjes |

الهي ما از غافلانيم نه از كافرانيم، نگاهدار تا پريشان نشويم و در راه آر تاسرگردان نشويم.
هر روز من از روز پســــين ياد كنم
بر درد گنه هزارفريــــاد كنم
از ترس گـناه خود شوم غمگين باز
از رحمت او خاطر خود شـــاد كنم
بالا بريم دست نياز و دعا کنيم وقت است عاشقانه خدا را صداکنيم
با دستهاي خالي و دلهاي پر گناه
هر شب به بارگاه خدا التجا کنيم
فرصت غنيمت است بيا در طوافِ عشق
دردِ دلِ شکسته خود را دواکنيم
التماس دعا
در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين (ع) حاضر شد و درراس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود: برادر جان، جانم به فدايت، سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند.
در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس (ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس (ع) را به اردوي دشمن مي فرستد.
روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس (ع) از ا سب بر روي زمين افتاد، امام حسين (ع) فرمودند:(الان انكسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (ع) است.
امام زمان (ع)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس (ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي.
امام زين العابدين (ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (ع) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود:هيچ روزي بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد سپس امام زين العابدين (ع) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (ع) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين (ع) ايستادند و مي پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر يك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (ع) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند. آنگاه امام زين العابدين (ع) فرمود: خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض، دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند

|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 | ساعت0:51 | توسط narjes |

